بازگشت به شاخه والد: شعرا

سید ضیاءالدین شفیعی

دفتر شعر

چشم باز می کنیم عصر جاهلیت است

بر درخت پیر باغ سایه ی تبر شدند

برگ ها که ریختند زاغ ها خبر شدند

 

رعد، گرگ تشنه ای شد که نعره می کشید

ابرهای بی پناه باز خون جگر شدند

 

چشمه پیش چشم ایل، قطره قطره دود شد

خیمه های داغدار باز شعله ور شدند

 

آسمان سبز مُرد، هیچ اختری نماند

کاروانیان گیج، ناامیدتر شدند

 

فصل حج رسیده بود کاروان بلد نداشت

جرأت خطر نماند حاجیان حجر شدند

 

زائران، هبل هبل در طواف کعبه اند

یک تبر به دوش نیست، تیغ ها سپر شدند

 

چشم باز می کنیم عصر جاهلیت است

گورها عمودی اند، دختران پسر شدند

 



02 تیر 1393 1338 1