دفتر شعر

مولاست که لب تشنه به خاک افتاده ست

انگار پی نان و نوایید شما
چون مردم کوفه بی وفایید شما

مولاست که لب تشنه به خاک افتاده ست
ای آن همه ابر پس کجایید شما؟
 


03 خرداد 1397 63 0

حیّ علی حیّ علی خون

بین دو نهر آب، تشنه
غرقه به خون، بی تاب، تشنه

واجب: جدایی سر از تن
از باب استحباب: تشنه

گهواره ها! دیگر نجنبید
امکان ندارد خواب، تشنه

تیری نگاهش سمت مشک است
آماده ی پرتاب، تشنه

چشم اولی الابصار، خونین
کام اولی الالباب، تشنه

حیّ علی حیّ علی خون
گودال تا محراب، تشنه

"انّا عَرَضنا "روی نیزه است
تفسیر شد أحزاب، تشنه

یا لَیتَنی کُنتُ مَعَک، آه !
جاماندم از اصحاب، تشنه



19 آبان 1392 1908 2

بر لب دریا، لب دریادلان خشکیده است

بر لب دریا، لب دریادلان خشکیده است
از عطش دل ها کباب است و زبان خشکیده است

کربلا بستان عشق است و شهامت، ای دریغ
کز سموم تشنگی این بوستان خشکیده است

سوز بی آبی اثر کرده است بر اهل حرم
هر طرف بینی لب پیر و جوان خشکیده است

آه از مهمان نوازانی که در دشت بلا
میزبان سیراب و کام میهمان خشکیده است

دامن مادر چو دریا اصغرش(ع)چون ماهی است
کام ماهی بر لب آب روان خشکیده است

نازم این همّت که عباس(ع) آید از دریا ولی
آب بر دوش است و لب ها همچنان خشکیده است

گر ندارد اشک تا آبی به لب هایش زند
چشمه چشم رباب از سوز جان خشکیده است



01 آذر 1391 3377 1

گر چه آبم روزی امّا سوختم

آب هستم، آب هستم آب پاک
جاری ام از آسمان تا قلب خاک

گاه ابر و گاه باران می شوم
گاه از یک چشمه جوشان می شوم

گاه از یک چشمه می آیم فرود
آبشار پر غرورم گاه رود

روز و شب هر گوشه کاری می کنم
باغها را آبیاری می کنم

داغی آن خون دلم را سوخته
آتشی در سینه ام افروخته

چشمه هایم خواب، موجم خفته باد
آبی آرامشم آشفته باد

گر چه آبم روزی امّا سوختم
قطره تا دریا سراپا سوختم

تشنه ای آمد لبش را تر کند
چاره ی لب تشنه ی دیگر کند

تشنه ای آمد که سیرابش کنم
مشک خالی داد تا آبش کنم

تشنه ی آن روز من عباس بود
پاسدار خیمه های یاس بود

خون عباس علمدار رشید
قطره قطره در درون من چکید

پیچ و تاب رودم از درد دل است
برکه از اندوه دل پا در گل است

گریـه ی مـن شُرشُر بـاران شده
غصّه ام در گریـه ها پنهان شده

دود غم ها ابر را هم، تیره کرد
آسمان ها را سرا پا، تیره کرد

آب اگر شد اشك چشم، از شرم شد
از خجالت شور و تلخ و گرم شد

حال، از اكبر خجالت مي كشم
از علي اصغر خجالت مي كشم

آب بودم، كربلا پشتم شكست
آبرويم رفت، پستم، پست پست

نسل من در كربلا بيچاره شد
نامه ی اعمال خوبم پاره شد



30 آبان 1391 4133 1