دفتر شعر

این مجلس شوریده سران است؛ ببینید!

 

این نامه ی خونین جگران است؛ ببینید!
از قافله ی جامه دران است؛ ببینید!
 
ای یثربیان! ولوله ی صبح قیامت
یا محشری از نوحه گران است؛ ببینید!
 
از جاده، سفرنامه ی خون رنگ بخوانید
این مجلس شوریده سران است؛ ببینید!
 
گهواره ی خالی که تکان خورد به محمل
جان پاره ای از عشق در آن است؛ ببینید!
 
دنباله ی این قافله بر شام به نیزه
هفتاد و دو چشم نگران است، ببینید!
 
آواز بشیر است، هلا! اهل مدینه!
در تعزیت همسفران است؛ ببینید
 
این پیک امام است، بشیر است، بیایید!
در معرکه هر چند که دیر است، بیایید!


13 تیر 1393 110 0

آیینه ام از لحظه ی دیدار می آیم

از روزهای باد و باران می رسم از راه
با داغهای نینوا، با نوحه ای جانکاه

روباه ها قصد شکار شیر را کردند
کی دیده دنیا شیر را همسفره ی روباه؟

برگشته ام از راه اما ای بنی هاشم!
دیگر ندارد آسمان کوچه ی ما، ماه

آیینه ام از لحظه ی دیدار می آیم
آورده ام از آن تماشا سینه ای پر آه

دیگر نمی بینی جوانی های زینب را
داری به دنبال که می گردی  تو عبدالله!؟

 



25 اردیبهشت 1393 1369 1