دفتر شعر

شايد به فكر يك غزل ديگر است او...

 

پنداشتم كه باغ گلي پرپر است او
ديدم كه نه... برادر من قيصر است او

هركوچه باغ را كه سرك مي كشم هنوز
مي بينم از تمام درختان سر است او

ديروز اگر براي شما شعر تر سرود
امروز هم بهانه ي چشم تر است او

يك عمر آبروي چمن بوده اين درخت
امروز اگر خزان زده و لاغر است او

در خاك مي تپد دل گرمش به ياد ما
چون آتش نهفته به خاكستر است او

او را به آسمان بسپارش به خاك... نه
مثل كبوتران حرم پرپر است او

گاهي زلال و نرم... گهي تند و گاه تيز
تلفيق آب و آينه و خنجر است او

آرام آرميده در اين حجم ترمه پوش
شايد به فكر يك غزل ديگر است او...

 

 



08 آبان 1394 1806 2

" ناگهان چه زود . . . "

درد، درد، درد، درد

در وجود گرم و مهربان مرد

خانه کرد

مرد مهربان از این هوای سرد

خسته بود

درد را بهانه کرد


آه، آه، آه، آه

باز هم صدای زنگ و بغض تلخ صبحگاه:

_ ای دریغ آن که رفت . . .

_ ای دریغ ما ، دریغ مهر و ماه

دوستان نیمه راه


رود، رود، رود، رود

رود گریه ی جماعت کبود

در فراق آنکه رفت

در عزای آن که بود

" دیر مانده ام در این سرا . . ." ولی شما ، عزیز !

" ناگهان چه زود . . . "




09 آبان 1392 1449 2