بازگشت به شاخه والد: کتاب شعر

با همین واژه های معمولی

دفتر شعر

گوش کن؛ فروردین!

 
اخرین برگ افتاد
از درخت اسفند
بر سر سفره ی صبح
تپشی سرخ در آن پیله ی لبریز از آب
لکنت ثانیه ها
گوش کن؛
فروردین!


28 اسفند 1393 454 0

چشمه اي از ماجراي دست تو

کاش مي گشتم فداي دست تو
تا نمي ديديم عزاي دست تو
 
خيمه هاي ظهر عاشورا هنوز
تکيه دارد بر عصاي دست تو
 
از درخت سبز باغ مصطفي
تا فتاده شاخه هاي دست تو؛
 
اشک مي ريزد ز چشم اهل دل
در عزاي غم فزاي دست تو
 
يک چمن گل هاي سرخ نينوان
سبز مي گردد به پاي دست تو
 
گلشني از لاله هاي زخم شد
ابتدا تا انتهاي دست تو
 
رود شد، دريا شد، اقيانوس شد
چشمه اي از ماجراي دست تو
 
مي شود آن سوي اقيانوس رفت
تا خدا با ناخداي دست تو
 
در شگفتم از تو اي دست خدا
چيست آيا خونبهاي دست تو؟


13 آذر 1393 1589 0

دو دسته اشک نم نم سینه می زد

چو حرف از غربت دیرینه می زد
نگاهم شعله در آیینه می زد
 
غریبانه دل من نوحه می خواند
دو دسته اشک نم نم سینه می زد


28 آبان 1393 1018 0

مرا بر گلیم علی می نشانی؟

تو ای سبز گسترده ی آسمانی
همانند شور غزل ناگهانی
 
که روییده بر دستهایت تبسم
و گل کرده در سفره ات مهربانی
 
دلم دستمالی است پیچیده در خود
غمی کهنه با بغض های نهانی
 
دلم مهربان و زمینی است اما
دل توست گسترده و آسمانی
 
تو ای خانه ی کاگلی یک شب آیا
مرا بر گلیم علی می نشانی...؟


19 مهر 1393 908 0

در این هوای مکرّر کجایی ای حافظ؟

...دوباره شعر؛ و این ناگهان معمولی
دوباره زخم؛ و این مهربان معمولی
 
شب است و ماه، و عطر نجیب سفره ی شعر
دلم خوش است به این قرص نان معمولی!
 
کجاست وسعتی از دوستان عاشق من
دلم گرفت از این دشمنان معمولی
 
برای چاه بخوان بغض های تلخت را
چو ابر چشم من ای آسمان معمولی
 
در این هوای مکرّر کجایی ای حافظ؟
که گشت عرصه پر از شاعران معمولی


24 مرداد 1393 958 0

جهان، آبی است

آب، آبی
آسمان آبی
جهان آبی است
آبی، آبی
همه ی چیزها آبی اند این جا
الّا چشم های من که سیاهند


23 مرداد 1393 1220 0

این برگ های باطل تقویم

در هر غروب
یک صفحه از حقیقت مرگ است
این...
این برگ های باطل تقویم


23 مرداد 1393 1200 0

یکرنگی آسمان و دریا از تو

چشم از من و رخصت تماشا از تو
یکرنگی آسمان و دریا از تو
 
مهتاب و سپیده و من آموخته ایم
ای آیینه! ساده زیستن را از تو


23 مرداد 1393 377 0

خدایا شور باران است در من

تمام حزن یاران است در من
زمستان و بهاران است در من
 
شکستم بغض چندین ساله ام را
خدایا شور باران است در من


23 مرداد 1393 196 0