دفتر شعر

شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید

جایی که کوه خضر به زحمت بایستد
شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد

نزدیک می‌شوم به تو چیزی نمانده است
قلبم از اشتیاق زیارت بایستد

بانو سلام کاش زمان با همین سلام
در آستانه در ساعت بایستد

و گردش نگاه تو در بین زائران
روی من – این فتاده به لکنت – بایستد

تا فارغ از تمام جهان روح خسته‌ام
در محضر شما دو سه رکعت بایستد

بانو اجازه هست که بار گناه من
در کنج صحن این شب خلوت بایستد؟

در این حرم هزار هزار آیه ی عذاب
هم وزن با یک آیه ی  رحمت بایستد

باید قنوت حاجت بی‌انتهای ما
زیر رواق‌های کرامت بایستد

شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید
طاقت نداشت تا به قیامت بایستد

آنکس که جای فاطمه در قم نشسته است
در روز حشر هم به شفاعت بایستد

تو خواهر امام غریبی و این غزل
با بیت‌هاش در صف بیعت بایستد

من واژه واژه عطر تو را پخش می‌کنم
حتی اگر نسیم ز حرکت بایستد

این شعر مست تکیه زده بر ضریح تو
مستی که روی پاش به زحمت بایستد
 



02 مرداد 1396 3736 4

این دل ما تنگه اگه براتون...

این دل ما تنگه اگه براتون
میدونیه واسه برو بیاتون

دستای مهربون کی شبارو
گره زده به زلف ماجراتون

شبا که خورشیدم دلش می گیره
می خزه آهسته زیر عباتون

ما که از اول نبودیم غریبه
با غم و غصه های آشناتون

به چاه سینه های ما می ریزه
هق هق گریه های بی صداتون

دستای خالی مونو هی گرفتیم
مثل پیاله زیر هل اتاتون

سر می ره از ظرفای کوچیک ما
محبت شما و بچه هاتون

امام پیشونی سفیدا شدن
چقدر میاد به چشمای سیاتون

تخت خلافت شما رو عرشه
کی می تونه بیاد بشینه جاتون

حکومت آخرتو گرفتید
دنیا بمونه واسه دشمناتون

هر چی دویدیم نرسیدیم آقا
به انتها که نه، به ابتداتون



21 فروردین 1396 887 0

که از اندوه پر بودی ولی نفرین نمی کردی

خلا فت ننگ مطلق بود، تو تمکین نمی کردی
و عصمت را فدای بیعتی ننگین نمی کردی

از آوار ستم شاید قد توحید خم می شد
اگر تو دست هایت را ستون دین نمی کردی

تو را بی اخم می بینیم، زخم مهربانی ها
که از اندوه پر بودی ولی فرین نمی کردی

سفر پایان سختی هاست این را خوب می فهمم
ولی ای کاش وقتش را خودت تعیین نمی کردی

یقیناً باد عالم را به سمت نیستی می برد
اگر تو با وجودت خاک را سنگین نمی کردی

و من از شعرهایم مصرعی جایی نمی خواندم
اگر بانو خودت هر بیت را گلچین نمی کردی



23 بهمن 1395 414 0

کعبه از آن سمت که برگشتی است


بغض مرا بار شتر می کنید
کوله ی عشق است که پر می کنید

می روی آن گونه که توفان کنی
آن چه نکرده است کسی آن کنی

بغض جدا ماندن اگر می گذاشت
هر قدم از رفتن تو گریه داشت

شیوه ی آواز سفر دشتی است
کعبه از آن سمت که برگشتی است

راه خدا جویی تان کج نشد
کرببلا هست اگر حج نشد



28 مهر 1394 1413 0

اما برای زخم تو مرهم نداشتیم


ای کاش غیر غصّه ی تو غم نداشتیم
ماهی به غیر ماه محرم نداشتیم

این داغ سینه سوز تو می کشتمان اگر
قلبی به قدر وسعت عالم نداشتیم

گاهی اسیر غربت عبّاس می شدیم
چون داشتیم روضه و پرچم نداشتیم

شرمنده ام برای تنت زیر آفتاب
در حد چند قطره شبنم نداشتیم

گیرم که گریه مرهم زخم دلم شود
اما برای زخم تو مرهم نداشتیم

بر تو به چاک چاک گریبان مان سلام
حاشا که صبر و عشق تو با هم نداشتیم



23 مهر 1394 1038 0

اگر که مقصدتان کربلاست بسم ا...


اگر که قصد شما قصد ماست بسم ا...
اگر که مقصدتان کربلاست بسم ا...

جلو بیفت که راه نرفته گم نشود
نگاه قافله سوی شماست بسم ا...

برو به پشت سرت لحظه ای نگاه نکن
برو که آمدنم با خداست بسم ا...

اگر به شکل ضریحی ز نور جلوه کنی
طواف عادت پروانه هاست بسم ا...

زمانه صفحه ی دل را چو موریانه جوید
ولیک اسم تو را نه، به جاست، بسم ا...



23 مهر 1394 1091 0

این چشمه هزار چشمه جوشش دارد


این بغض هنوز سر به شورش دارد
این چشمه هزار چشمه جوشش دارد

این زخم هزار و چارصد ساله ی ما
اندازه ی زخم تازه سوزش دارد



11 شهریور 1394 221 0