دفتر شعر

یادم نرفته است چه شب ها... چه بادها

هر بار عابرانی از این کوچه بگذرند
با احترام و عشق، تو را اسم می برند

آه ای درخت سبز که امروز بر سرت
صدها پرنده سرخوش و شاداب می پرند

یادم نرفته است چه شب ها... چه بادها
گفتند که دمار تو را در می آورند

یادم نرفته است چه اردیبهشت ها
دیدم شکوفه های تو بر خاک، پرپرند

اما هنوز سبز و برپا، هنوز هم
سرشاخه هات لانه ی صدها کبوترند

در سایه ات هنوز سبدهای رنگ رنگ
ناز تو را به قیمت خورشید می خرند

آن زخم ها که بر تنه ات مانده دیگر و
این سیب های قرمز شاداب، دیگرند

پیراهن کبود تو را گرچه بادها
در کوچه های سوخته بر دست می برند

نامت همیشه ورد زبان پرنده هاست
هر بار شاد و سرخوش از این کوچه بگذرند
 


12 تیر 1396 507 0

نامت همیشه ورد زبان پرنده‌هاست

هر وقت عابرانی از این کوچه بگذرند
با احترام و عشق تو را اسم می‌برند

آه ای درخت سبز که بر شانه‌های تو
حالا کلاغهای سیه‌بال می‌پرند!

با اینکه هر بهار در این باغ سوگوار
دیدم شکوفه‌های تو بر خاک پرپرند-

اما هنوز سبزی و برپا، هنوز هم
سرشاخه‌هات لانهٔ صدها کبوترند

پیغام برگهای تو را بادها هنوز
در کوچه‌های سوخته بر دست می‌برند

نامت همیشه ورد زبان پرنده‌هاست
هر بار از حوالی این کوچه بگذرند



09 اردیبهشت 1396 536 0