دفتر شعر

سنگین شده است خواب بی موقع من

از هوش ببر مرا و هشیارم کن
در باغ برآ و محو دیدارم کن

سنگین شده است خواب بی موقع من
آه ای گل ساعتی! تو بیدارم کن

 


23 اردیبهشت 1397 188 0

از باد مباد آنکه کمتر باشیم

حیف است در این چمن سبویی نکشیم
دامان طرب بر لب جویی نکشیم

از باد مباد آنکه کمتر باشیم
در گنبد لاجورد «هو» یی نکشیم


23 اردیبهشت 1397 203 0

هر منظره ای شگفت و بی تکرار است

هر سو که نگاه می کنم دیدار است
هر منظره ای شگفت و بی تکرار است

امروز من و سربه هوایی هایم
امروز که آسمان پرستوزار است


23 اردیبهشت 1397 239 0

باید که غنیمت شمریم این دم را

جان است، سلام تازه ی جانان است
«آن» است همان دقیقه ی پنهان است

باید که غنیمت شمریم این دم را
این باد بهاری نفس رحمان است

نفس رحمان (نفس الرحمان) از اصطلاحات لطیف عرفان نظری است، به معنای نخستین و جامع ترین تجلی خداوند در آفرینش


23 اردیبهشت 1397 299 1

اسرار دل زمین شنیدن دارد

هرگوشه گلی قصد دمیدن دارد
اسرار دل زمین شنیدن دارد

الساعه بیا ببین که امروز زمین
فردای قیامت است، دیدن دارد


23 اردیبهشت 1397 289 0

فروردین است، گل فراوان شده است

صحرا گُله به گُله چراغان شده است
فروردین است، گل فراوان شده است

بابونه... نسیم... لاله... بلبل... گنجشک
صحرا بنگر پیمبرستان شده است


23 اردیبهشت 1397 237 0

من می دانم سرت شلوغ است ولی...

گهگاه تنفسی به اوقات بده
رنگی به همین آینه ی مات بده

من می دانم سرت شلوغ است ولی
گاهی به خودت وقت ملاقات بده


23 اردیبهشت 1397 267 0

آن پرسش سرگشته ی بی هنگامم

افتان، خیزان، در پی آرامش خویش
حیران، حیران، گم شده ی خواهش خویش

آن پرسش سرگشته ی بی هنگامم
پرسان پرسان در طلب پرسش خویش


23 اردیبهشت 1397 239 0

من بغض مسافری پریشان حالم

نه هم نفسی نه همدم و همراهی
تا گریه کنم نه خلوت دلخواهی

من بغض مسافری پریشان حالم
در غربت شهر بی زیارتگاهی


23 اردیبهشت 1397 347 0

اینک من و این دل، نگران های جهان

در گوشه ی پرتی از جهان های جهان
اینک من و این دل، نگران های جهان

باری ست به دوشمان که پیشش کاهی ست
کوهستان ها و کهکشان های جهان


23 اردیبهشت 1397 194 0

گشتم همه عمر این در و آن در، گشتم

گشتم همه شهر را سراسر، گشتم
گشتم همه عمر این در و آن در، گشتم

یک نامه ی محرمانه از خویش به خویش
من آمدم و رساندم و برگشتم


23 اردیبهشت 1397 208 0

من کیستم این میانه؟ انسان... انسان

صحرا، جنگل، پرندهف گل، رود روان...
خورشید، درخت، سنگ، دریا، باران

من کیستم این میانه؟ انسان... انسان
نقاشی ناتمام دیوار جهان


23 اردیبهشت 1397 312 0

انگشت اشاره سوی لب برد فقط...

این دام سکوت بود یا بوسه؟... نگفت
پیغام سکوت بود یا بوسه؟... نگفت

انگشت اشاره سوی لب برد فقط...
هنگام سکوت بود یا بوسه؟... نگفت


23 اردیبهشت 1397 195 0

راهی شده است تا به دریا برسد

راهی شده است تا به دریا برسد
جوشان و خروشان به تماشا برسد

جان می دهد اما به نخستین بوسه
این رود اگر تا لب دریا برسد


23 اردیبهشت 1397 184 0

خط... فاصله... خط... فاصله...خط...فاصله...خط

شهر از پی شهر در هوایت راندم
داغ دل خود را همه جا گرداندم

خط... فاصله... خط... فاصله...خط...فاصله...خط
من سطر به سطر، جاده ها را خواندم


23 اردیبهشت 1397 147 0

رازی ست... نه... غنچه ای... نه... زخمی ست دلم

داغی ست دلم، نهفته مانَد بهتر
دردی ست دلم، نگفته ماند بهتر

رازی ست... نه... غنچه ای... نه... زخمی ست دلم
یا هر سه... که ناشکفته ماند بهتر


23 اردیبهشت 1397 169 0

شب آمده، تنهایی تو نامش چیست؟

شب آمده با تمام تنهایی من
غم آمده هم کلام تنهایی من

شب آمده، تنهایی تو نامش چیست؟
دلتنگی توست نام تنهایی من


23 اردیبهشت 1397 240 0

معلوم نمی کنی که تا کی باید...

ای سبز بهار! سردی دی تا کی؟
خاموش بماند نفس نی تا کی

معلوم نمی کنی که تا کی باید
بی تاب بپرسم از تو تاکی... تا کی؟

 


22 اردیبهشت 1397 474 0

شعر مهدوی محمدمهدی سیار - بی رؤیت روی او بلاتکلیفم

بی تاب تر از جان پریشان در تب
بی خواب تر از گردش هذیان بر لب

بی رؤیت روی او بلاتکلیفم
مثل گل آفتابگردان در شب


22 اردیبهشت 1397 545 0