در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

خون-حنا

شاعر: على مردانى

29 مهر 1394 | 1951 | 11
برق از دو چشمِ مشرق و مغرب پریده است
دنیا به آخرین لحظاتش رسیده است

ای آسمان بگو به ملایک که در زمین
فرزندِ عشق شورِ دگر آفریده است

در حیرتند لشکریان این سوار کیست؟
اینکه جهان نظیرِ رخش را ندیده است

اذن از حسین دارد و جانش به رویِ دست
"هَل من مبارزش" همه را سر بریده است

در قد و قامتش به ابوالفضل رفته است
عینِ پیمبر است، به جدش کشیده است

دلشوره ها امانِ دلش را بریده اند
از خیمه ها صدایِ پدر را شنیده است

مثل حناست خون به سرِ اسبِ چابکش
افسوس سویِ لشکرِ دشمن دویده است

"مادر فدایِ آن بدنِ تکه تکه ات"
این حرفِ مادری است که قدش خمیده است

دیگر رمق برایِ نوشتن نمانده است
از چشم هایِ سرخِ غزل خون چکیده است

على مردانى

  • متولد:
  • محل تولد: آذربایجان غربی
  • دهلیز

نظرات

محمدعلی رحیمی
30 مهر 1394 08:49 ق.ظ
آفرین برشما و این سروده زیبا و دلچسبتان اجرتان با همان بانوی قد خمیده

حمیده رضایی
20 خرداد 1394 01:06 ب.ظ
خیلی زیبا سرودید. ماجور باشید بزرگوار.

رضا سهرابی
08 آذر 1393 07:40 ب.ظ
آها...عدم دقت مرا ببخشید...درسته...پس قبول باشه:)

رضا سهرابی
08 آذر 1393 02:53 ب.ظ
خب تو داری راجع به حضرت ابوالفضل صحبت می کنی...

رضا سهرابی
07 آذر 1393 03:55 ب.ظ
سلام علی جان...

قبول باشه...

لطف و روان و جون دار بود...

فقط این بیت:
"مادر فدایِ آن بدنِ تکه تکه ات"
این حرفِ مادری است که قدش خمیده است

یه کم مغایره با واقعیت،چون میگن وقتی میرن پیش حضرت ام البنین ایشون فقط میگن حسین چی شد؟
و میگن همه ی پسرام فدای حسین...

همین:)

محمدباقر نقوی
02 آذر 1393 03:19 ب.ظ
سلام
"هَل من مبارزش" همه را سر بریده است...
قبول باشه.


شروع خوبی دارید ولی احساس می کنم از بیت چهارم به بعد ابیات قوت ندارند.
موفق باشید.

على مردانى
15 آبان 1393 12:40 ب.ظ
سلام آقای طیبی :)
لطف دارید...

على مردانى
15 آبان 1393 12:39 ب.ظ
سلام آقای فرامرز فرخ :)
سپاس از حضورتون...

روح اله طیبی
14 آبان 1393 10:52 ق.ظ
اذن از حسین دارد و جانش به رویِ دست
"هَل من مبارزش" همه را سر بریده است
سلام. مثل هميشه عالي...

فرامرز فرخ
14 آبان 1393 07:38 ق.ظ
درود
از چشم هایِ سرخِ غزل خون چکیده است

سیده فاطمه شیخ الاسلام
13 آبان 1393 12:49 ب.ظ
سلام
به به. قبول باشد.
چه شروع خوبی. چه قدر این مصرع حماسیه: «در حیرتند لشکریان این سوار کیست؟»

سپاس

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.