در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

رباعی فاطمی

شاعر: محمد چراغ چشم

19 فروردین 1392 | 809 | 4

یک ناله و بغض آسمانی که شکست

یک وعده ی از غدیر و آنی که شکست

پاداش رسالت رسول الله شد

یک درب و صدای استخوانی که شکست

محمد چراغ چشم

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای


نظرات

حسن بیاتانی
27 فروردین 1392 06:10 ب.ظ
سلام و ارادت
ماجور باشید
توی دو مصرع اول معنای حرف "که" را نفهمیم...ظاهر جمله ها بدون حرف "که" هم معنا دارند و نیازی به "که" نیست
همچنین در "یک وعده ی" ، حرف "ی" حشو محسوب می شه و فقط برای پرکردن وزن اومده
منظور از "آنی" رو متوجه نشدم
درب فقط در مورد دروازه ی شهر در قدیم به کار می رفته و نمی تونه به جای "در " به کار بره

محمدمهدی عبداللهی
23 فروردین 1392 11:44 ب.ظ
سلام محمد آقا
احسنت
ایشالله شاهد اشعار درخشانتان باشیم

محمد چراغ چشم
22 فروردین 1392 01:38 ب.ظ
سلام جناب حاج حسینی
حضرت مادر از شما هم قبول کنه

رضا حاج حسینی
22 فروردین 1392 08:53 ق.ظ
سلام محمد آقا.
خوب بود. قبول باشه

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.