در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

تقدیم به شهید مسلخ عشق،محسن حججی

شاعر: سید محمد مجید موسوی گرمارودی

05 مهر 1396 | 65 | 0
در عمق چشم های تو پیدا بود
آن صبح گاه صادق نورانی
آرامشی که در دل دریاهاست
در لحظه های سرکش و طوفانی
تصویر چشم های تو را دیدم
آن چشم ها که جمع نقیضینند
تلفیق شادمانی و غمگینی
آمیزه ی صلابت و حیرانی
چون شاهکار آخر یک شاعر
ناگاه در تمام جهان پیچید
تصویر شاعرانه ی چشمانت
مجموعه های شعر پریشانی
تصویر چشم های تو را دیدم
یک سوره هود و سوره ی دیگر کهف
این آیه های صبر بِما تُؤمِر؛
آن یهدیَّنَّ ربّی قرآنی
انگار در نگاه تو جاری بود
زاینده رود از نفس افتاده
ای سرو سربلند نجف آباد
آبادی نشسته به ویرانی
تصویر چشم های تو را دیدم
از بس به چشم های تو می آمد
ناگاه بیتی از نظرم رد شد
از شعرهای نصرت رحمانی
«چشمش به دردناکی شب ها بود
شب های دم گرفته ی بارانی
زیبایی غریب غمینی داشت
چون ترمه های کهنه ی ایرانی»
تصویر چشم های تو را دیدم
اما هنوز نیز نفهمیدم
راز بزرگ این همه ایمان چیست؟
سردار سرسپرده ی قربانی
 

سید محمد مجید موسوی گرمارودی

  • متولد: 1363/12/10
  • محل تولد: تهران
  • کارشناس ارشد گیاهان زینتی
  • دل که آیینه ی شاهی است غباری دارد از خدا می طلبم صحبت روشن رایی
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.