در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

دوش

21 اردیبهشت 1397 | 71 | 0
نمی دانم دم آخر چه می خواندند در گوشش

که لبخندی زد و تلخی دنیا شد فراموشش



به جای نوش دارو من یقین دارم اثر می کرد

اگر سهراب جا می کرد رستم را در آغوشش



من از روزی که گیسوی تو را دیدم پریشانم:

چگونه با خودش می برد یک شب را سر دوشش؟



به جز مستی قدرت ها و ثروت ها و شهرت ها

هر آن مستی که بالا می رود پیمانه ای نوشش!



اگر من معصیت کار و نظربازم ملالی نیست

خدا می داند و چشمان دل رحم خطاپوشش ...

امیرحسن بزرگی متین

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.