در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

تلخند

18 مرداد 1397 | 10 | 0

باز از درونم شعر می آید

برخیز و پهنِ میز شو، انگار

این متن قدری داغ و سنگین است

اذهان همه خاموش و دل بیدار

 

این بار تسلیمم جناب شعر

دست دلم را بیشتر رو کن

من ساکتم، شِیهه بکش یا که

تا مرز بیماری به خود خو کن

 

«من یازده روز است مردادم»

حسی مرا در خود فرو برده

وقتی طُ غمگینی، جهان انگار

حق زمین گیرِ مرا خورده

 

طُ حرف هایم را نمی فهمی

مجبور بودم شاعرت باشم

مثل شیارِ جوهرِ شعرم

در کاغذی چرکین و نم، تا شم

 

دیگر نمی خواهم بمانی یا

از رفتنت من را بترسانی

من مطمئنم آنقَدَر سنگی

که شعرهایم را نمی خوانی

 

تیمار را من یادِ طُ دادم

این بندِ زهر، از جنس تلخند است

حالا که تیمارت اثر دارد

دستت به موی دیگری بند است!
 

هانیه مهدوی کیا

  • متولد: 1380/5/2
  • محل تولد:
  • علوم تجربی
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.