در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

اربعین

22 شهریور 1397 | 57 | 0
اربعین
ماهتابا کنج این ویرانه روشن کرده ای
خاک وخشتش لاله و گل، باغ وگلشن کرده ای
اربعینی را کنار سایه ات طی کرده ام
باز ای مرغ سعادت! یادی از من کرده ای
گلعذارا! ارغوانا! خاک و خاکستر! چرا؟!
از کدامین ظلم عالم هجرت از تن کرده ای!

ماجرای تو من روز ازل تدوین شد
از همان روز که "ادم "زجهان غمگین شد
همسفر! باید از بعد به همراه سرم
تو و صد قافله سالار فدای دین شد...

مرا بکوفه مبر ساربان! که طعنه زنان
خیال طعنه و دشنام کرده اند، زنان
به تیغ ظلم وستم کشته شد عزیزانم
فدای دین محمد! ولی ز مردم کوفه امان...

تلاوت سرت ای نازنین چه زیبا بود
که در مسیر عبورم همیشه با ما بود
غروب غربت و ویرانه و اسارتها
و آن همه دل شورگی که انجا بود

به صوت آیه ء " وسیعلم "زنیزه ای خونین
وحجنری که گلوی عزیز زهرا(س) بود..

علی معصومی

  • متولد: 1347
  • محل تولد:
  • لیسانس مهندسی معدن
  • باید از نو بنویسم غزل چندی را....
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.