در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

تا سراپرده گل

شاعر: مهدی موسایی

16 دی 1397 | 61 | 0
"می تراود مهتاب، می درخشد شب تاب"
حالِ نیمای دلم شعر نویی دارد باز
من و گلدان و شقایق
من و پیوندِ نسیم
حالِ سهراب که گوید؟ چو گلی کارد باز
سینه ها شرحه دیدارِ گل و گل به چمن باز نشد
بلبلان نغمه شیداییِ خود سر دادند
اگر از پرده برون شد دلِ گل عیب مکن ؛
سخن از دل چو برآید
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد.
چه بگویم؟ که من از شعر  دگر خسته شدم
حالِ این شعرِ من از شورشِ جان گشت ملول
از خراسانی و از سبک عراقی شده بسیار خجول.
ای نسیمِ سحری! خانه دلدار کجاست؟
من همی دانم از این حالِ زمان های دراز ،
اگر از کوچه معشوقه گذر خواهد کرد،
چشمِ بیدارِ زمان  باز نظر خواهد کرد
همچو منصور سرِ دار به ما خواهد داد
هر که با اوست به میدانِ خطر خواهد کرد.
تپشِ پنجره ها  لحظه دیدار بدید
بوی گل در همه جا پخش شد  آرامشِ جان در خود دید.
جانِ ما در قدمش قابل نیست
و سرِ دار بلند است از آنکس که سپر داد به باد.
بلبلِ طبعِ دبستانیِ من
تحفه درویشی داشت
شهدِ گل داشت  ولی
ساقه گل، نیشی داشت.
شور و شیرینِ حقایق همه در هم زده شد
یا که شوری زده بالا به نمک
یا شکرش بیشی داشت.
باز هم فرصتِ دیدار به تعویق افتاد
باز گو: حافظ و سعدی بسرایند هنوز
باز گو: حافظِ ما شِکوه کند از گل و خار
باز سعدی بسراید : که چه دیده است ز  یار؟
آه! ای آهِ غریبانه شب های دراز !
آه! ای یارِ غریبان و غریبانه نواز!
دلِ ما را به نگاهی  به رضایت بنواز!
باغِ بی برگیِ ما !
فصل نویی آید باز
باز نیما بسراید : "می تراود مهتاب ، می درخشد شب تاب"
باز تا خانه سهراب ،
شقایق باقی است
زندگی باید کرد
قایقی باید ساخت...
🌷 مهدی موسایی   دزفول
شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷ 🌷
 

مهدی موسایی

  • متولد: 1361
  • محل تولد:
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.