در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

راهِ معشوق درازست و سفر می خواهد

شاعر: یاسر رشیدپور

18 دی 1397 | 73 | 6
راهِ معشوق درازست و سفر می خواهد
دل شیدایی و یک دیده ی تر می خواهد

پای رفتن نکند ذوق ، اگر عزمی نیست
عزم دیدارِ رُخِ یار ، نَظَر می خواهد

شرحِ شیدایی و مُشتاق شدن کافی نیست
تا رسیدن به سرِ ذوق ، هنر می خواهد

عاشقی ، دادن جانَ ست به پای معشوق
جَذْبه و چشم تر و دادنِ سر می خواهد

هست چون غرق شدن در دل امواجِ بلا
دل به دریا زدن و میلِ خطر می خواهد

گرچه این راه درازست و سفر هم دشوار
بچّه بازیست مگر ، عشق جگر می خواهد

یاسر رشیدپور

  • متولد:
  • محل تولد: رشت
  • مکانیک(سیالات)
  • http://yaserrashidpour.blogfa.com
  • کاش میشد روی خط سرنوشت روزهای با تو بودن را نوشت
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.33 با 3 رای

نظرات

یاسر رشیدپور
22 دی 1397 03:40 ق.ظ
سلام و عرض ادب جناب صالحی عزیز
تشکر فراوان از لطف و حضورتان
خوشحالم پسند واقع شد
درودها نثارتان

یاسر رشیدپور
22 دی 1397 03:38 ق.ظ
سلام مجدد استاد شیخی عزیز
بی کران سپاس از لطف و نظر جنابعالی
بسیار آموختم مانند همیشه
خداوند به شما عمر طولانی عنایت بفرماید تا محضرتان بیاموزیم
پاینده باشید به مهر

ولی ا...شیخی مهرآبادی
20 دی 1397 06:30 ب.ظ
جناب آقای رشیدپورعزیز،سلام علیکم.
...........................................................
حتماً آنچه بنده خواهم گفت فرق دارد باتصّوراتِ ذهنیِ شما...سراینده شمایید....بنده فقط نظرم راعرض کردم ولی(عزم رفتن نکندانکه به سَرشورش نیست......وادیِ دلشدگان،راهسپَرمی خواهد)این ان چیزیست که درذهنِ من است...وفقط پیشنهادست ولاغیر

امیرعباس صالحی
20 دی 1397 10:47 ق.ظ
بیت آخر بسیار زیبا بود🌺

یاسر رشیدپور
19 دی 1397 08:42 ب.ظ
سلام و عرض ادب استاد گرانقدر
به به خیرمقدم عرض میکنم
باعث افتخار بنده است که همیشه
خط خطی های بنده را مورد لطف خود
قرار میدهید
و همیشه از راهنمایی های شما بهره می برم
در مورد مصراعی که اشاره فرمودید
خوشحال میشم نظر و پیشنهاد خودتان را بفرمایید
با تشکر از لطفتان
🌼🌼🌺🌺🌹🌻🍀🍁🍁🌸🌸🌷🌷

ولی ا...شیخی مهرآبادی
19 دی 1397 02:34 ب.ظ
سلام علیکم،جناب رشیدپورعزیز...........
.............................................................
خیلی خیلی تصادفی واردِ این سایت شدم (که معمولاً ازاین کارها نمی کنم)....واولین سروده ای هم که دیدم ازانِ شمابود...بسیار زیبا...دلنشین......نمی دانم ویا،یادم نمی اید که این غزلِ شماراخوانده باشم....به هرحال باعثٍ خوشحالیِ ست.همه ابیاتِ خیلی زیبا درجای خود نشسته اند.....
وچون اخلاقِ (دیوانه)رامی دانید که معمولاً نمی توانم،راحت ازچنین سروده هایی بگذرم..درموردِ این بیت(پای رفتن نکند ذوق اگر،عزمی نیست...عزمِ دیدارِرُخِ یار،نظرمی خواهد)کمی تاقسمتی معتقدم که (شاید) وباید که دران نگرشی دوباره داشته باشید.وبخصوص مصرعِ دوم:..که اگرعزمی باشدو...رفتنی صورت بگیرد...بخودیِ خود نظرهم دران هست...ویاحتماً عزمی هست که (پای)می رود....واگرنباشد که،رفتنی هم نیست....به هرحال ببخشید(دیوانه)را،واقعاً پوزش می خواهم......لذت بردم ازخواندنِ این غزل...حق یارتان باد.

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.