در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

کلاغ

شاعر: امیرعلی دهقانپور

11 بهمن 1397 | 22 | 0
کبوترم ، ز سیاهی کلاغ مانندم
درون عمق صدایم ، دگر هوایی نیست

منم مریضِ گناهان ، شفا عطا فرما
به جز دوای طبیبم ، دگر دوایی نیست

سرم به کار خودم گرم بود و در صحنت
به جز صدایِ تو در دل ، دگر نوایی نیست

مریض ، رفته به مشهد ، عصا به زیرِ بغل
چو بازگشته به تهران دگر عصایی نیست

کبوتران حرم را به دانه ای ، خوش کن
ز این سخای تو شاها ، دگر گدایی نیست

یتیم مانده ام آقا ، رضا رضا گویم
به جز به سفره ی بابا ، دگر غذایی نیست

سوال ها همه گم شد ، جواب ها ظاهر
تویی معلم من ، در سرم چرایی نیست

بیا بیا به خراسان که خشکسالی شد
که جز دعای رضایم ، دگر دعایی نیست

امام من به خراسان که نور می بارد -
قسم ؛ به لطف نمازت دگر ، بلایی نیست

منم که از تو جدایم ، کمی دعا فرما
در آفتابِ وصالت ، دگر جدایی نیست

تویی حقیقت جاری درون ماذنه ها
منم ماذن کویت ، جز این رجایی نیست

برای تک تکِ بیتم به سجده افتادم
برای شکر عطایت ، جزاین ، ثنایی نیست

منم که شاعر آواره ام ، سرایم باش
برای شعرِ سیه رو ، دگر هجایی نیست

امیرعلی دهقانپور

  • متولد: 1381/3/5
  • محل تولد: تهران
  • دبیرستان دوره دوم . یازدهم
  • مرگ بر حال کسی کز عشق حتی ذره ای بویی نبرد
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.