در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

بر مَلا کن

شاعر: علی معصومی

21 بهمن 1397 | 56 | 0
بر مَلا کن
ای نازنین! بند نقاب از چهره وا کن
با رنگ چشمانت دل ام را آشنا کن
امروز و فرداییکه فرصت مانده برخیز
شال و کلاه آمدن را دست و پا کن
ای جرعه نوش باده ی اَسرار خوبان
لختی برای قلب تب دارم دعا کن
بگشا لب و در محضر دل های شیدا
بر عهدوپیمانیکه خود بستی وفا کن
یک عده میگویند:"پس کو دلبر تو!"
جانانه ی من! غمزه ای را بر ملا کن
در پیش چشمان پر از بهت زمانه
یک عالمی را با سلامت مبتلا کن
معصومی از دنیا نمیخواهد بجز تو
او را از این گرداب هجرانت رها کن
 

علی معصومی

  • متولد: 1347
  • محل تولد:
  • لیسانس مهندسی معدن
  • باید از نو بسُبرایم غزل چندی را.....
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.