در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

آتشی بردل نشاندی، تا که خاکستر شوم

شاعر: یاسر رشیدپور

22 بهمن 1397 | 31 | 0
آتشی بردل نشاندی، تا که خاکستر شوم
تا بسوزم شعله گیرم، غرقِ این باورشوم
 
بال و پَر آتش زدی، تا همچنان پروانه ای
گِردِ شمع تو بسوزم ، عاشقی دیگر شوم
 
خواستی همچون کبوتر، پَر بگیرم در افق
پَر کشم تا آسمانت ، ماه را اختر شوم
 
از جمال گُل بگیرم ، رنگ و بوی تازه ای
در رکابت سر گذارم ، لایقِ گوهر شوم
 
سر نهم بر خاک پایت بوسه ای دیگر زنم
بر قدم گاهِ نگاهت، اشک را بستر شوم
 
پیکرت را در بغل گیرم به سودایِ وصال
بعدِ آغوشت دگر این مرگ را همسر شوم
 
خاک را در بر بگیرم، هم چنان آغوش تو
تا به شوقِ لذتی ، این لحظه را آخر شوم
 
دل دهم بر پایِ عشقت گرچه سوزانی مرا
من گلی خُشکیده ام، با شبنمی پرپر شوم

یاسر رشیدپور

  • متولد:
  • محل تولد: رشت
  • مکانیک(سیالات)
  • http://yaserrashidpour.blogfa.com
  • کاش میشد روی خط سرنوشت روزهای با تو بودن را نوشت
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.