در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

غزلی هست مست فام(در قالب جدید سه گلشن)

شاعر: محمدعلی رضاپور

03 اسفند 1397 | 22 | 0


/در امتحانِ عشقِ تو، ماندیم نا تمام
اما هنوز هم غزلی هست مست فام//

اما هنوز هم، نَفَسم آسمانی است
چشمم بدون شُبهه، پر از مهربانی است
شب ها به ماهتابِ تو، دستم نمی رسد
اما نگو: جداییِ مان جاودانی است
من: مشتریِّ چشمکِ نازِ ستاره ات
شب های دل همیشه مقیم جوانی است
در کهکشانِ رازِ تو پیداست گم شدَه م
این چشم اشاره هات برایم نشانی است
آشوبِ خوبِ حضرت محبوب را بگو:
فهمیده ام که بینِ دو چشمش تبانی است
خورشید بر تغزّلِ خود، رشک می بَرَد
در انفجارِ دم به دمِ بی کرانی است
این گونه، شادی و غمِ مستانِ روزگار
مصداقِ بارزِ شُبَهاتِ زبانی است
مثل مدار وقف طواف تو هستم و
فرقِ فراق و وصل فقط واژگانی است

/خوب است حالِ آتشیِ دل به لطفِ دوست .//

محمدعلی رضاپور

  • متولد:
  • محل تولد:
  • دوست دارم تو یار من باشی/ صاحبِ اختیارِ من باشی.
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 3.5 با 2 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.