در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

خداوندا من از بی رحمیِ تقدیر می ترسم

شاعر: یاسر رشیدپور

17 اسفند 1397 | 14 | 0
خداوندا من از بی رحمیِ تقدیر می ترسم
وَ از خوابی که فردا می شود تعبیر می ترسم
 
دلم هر شب گرفتار جنون و عشق و ناکامی
من از رسوایىِ شبهاى بی تغییر می ترسم
 
از این ظلمت سراىِ شب،و از بخت سیاه و شوم
شَوَم در لحظه های تلخ خود درگیر می ترسم
 
هر آن خو كرده با تنهایىِ خود عالمی دارد
من اما از شب تنهایىِ دلگیر می ترسم
 
نشسته بر فراسوىِ نگاهم گَردِ نومیدی
من از اشکی که چشمم را نشویَد سیر می ترسم
 
من از انشای آن حسی که برمی خیزد از شعر و...
شود در چشم های شاعری تفسیر می ترسم
 
مرا جامی بده ساقی که یکجا سرخوشم سازد
من از پِیکی که کم کم می كند تاثیر می ترسم
 
میان خوابِ هر روزه در عُمقِ دوزخ و برزخ
من از مرگی که جانم را كند تسخیر می ترسم
 
#یاسررشیدپور

یاسر رشیدپور

  • متولد:
  • محل تولد: رشت
  • مکانیک(سیالات)
  • http://yaserrashidpour.blogfa.com
  • کاش میشد روی خط سرنوشت روزهای با تو بودن را نوشت
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.5 با 2 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.