در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

غزل ....

شاعر: سید محمد مبین محمودی

04 فروردین 1398 | 149 | 0
شمع خسته پرالتهاب شدم
سوختم ذره ذره آب شدم

مثل کابوس ديشبم انگار
در خیال خودم خراب شدم

دل به دریا زدم ولی دیدم
روی دریا فقط حباب شدم....

بی قراری من حساب نداشت
بی قراری بی حساب شدم

بعد نوشیدن دو چشمانت 
مستی جام پرشراب شدم

تو برای من انتخاب شدی
من برای تو انتخاب شدم

لحظه لحظه برای خود حتی
مایه رنجش و عذاب شدم

فکر کردم به واژه آب و 
غرق در معنی رباب شدم

لب خشک تورا که می دیدم
متاسف برای آب شدم

بعد تو شیر دارم اما حیف
من برای که مستجاب شدم?

پدرت گفت بعد گل شدنت 
غرق بوی گلاب ناب شدم

تا سرت را به روی نی دیدم.....
سوختم ذره ذره آب شدم

سید محمد مبین محمودی

  • متولد: 1373
  • محل تولد: قم
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.