در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

یاس کبود...

شاعر: سید محمد مبین محمودی

06 فروردین 1398 | 41 | 0
او یک گل است یاس سفید کبود بود
معنای حسن و برکت و اعجاز و جود بود

او کوثر است و عطر بهشت از سرشت اوست
او آن کسیکه دل ز پیمبر ربود بود

درهای آسمان به زمین باز می شدند
وقتی که در میان رکوع و سجود بود

جاری، روان وپاک وسیع است رحمتش
دستان او شبیه زلالی رود بود 

حتمن دلیل خلقت افلاک و جن و انس 
چیزی به غیر برکت زهرا نبود.....بود?

او عاشق امام خودش بود حیف که
چشمان حیله فتنه گرانه حسود بود

وقتی شکست آیه تطهیر پشت در
در خانه اشک و درد و غم و آه ودود بود

آمیخت درد بی کسی و قصه طناب
با درد میخ در که به پهلو عمود بود

آنقدر تازیانه به روی وسرش زدند 
حتی صدای ناله او هم کبود بود

باور نمیکنم که در این خانه نیستی
رفتی و رفتن تو ازاین خانه زود بود.......

سید محمد مبین محمودی

  • متولد: 1373
  • محل تولد: قم
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.