در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

سیل

شاعر: علیرضا نجفی

22 فروردین 1398 | 126 | 0
یک عده از سیلاب ترسیدند
یک عده بر سیلاب خندیدند
یک عده ای در باد لرزیدند
یک عده ای هم همچنان بیدند
دیدم عربها را که در بحران
یزله کنان مردانه رقصیدند
پیر و جوان سینه سپر کردند
وقتی خطر را پیش رو دیدند
یک عده پر کردند گونیها
چفیه به گردن باز پیچیدند
سنگر به سنگر روی به روی سیل
گونی به گونی روی هم چیدند
دکتر، مهندس، کارگر مردم
نسخه برای سیل پیچیدند
ارتش سپاهیها کنار هم
چون هشت سال جنگ جنگیدند
تکلیف پیش آمد بسیجیها
از نو لباس رزم پوشیدند
مقهور مردم گشت این سیلاب
مردم بساط سیل بر چیدند
وحدت همیشه رمز پیروزی است
کارون و کرخه خوب فهمیدند

علیرضا نجفی
فروردین ۹۸

علیرضا نجفی

,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.