در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

روح نمازم

شاعر: علی معصومی

16 اردیبهشت 1398 | 95 | 0
روح نمازم
کوته مکن از دامن خود دست نیاز ام
جز با نظر لطف تو من چاره چه سازم؟
زان شب که شرر زد بدلم آتش عشقت
با شعله ی سودای تو در سوز و گدازم
آویخته بر زلف تو شد حلقه ی چشمم
آغشته به تعبیر تو شد روح نمازم
باید که دعایی بکنی ور نَه از این پس
جا مانده ترین رهرو این راه دراز ام
آن لحظه که دلداده ی پیمان تو گشتم
با مژده ی خیر تو صبورانه بسازم
کی می شود از گردش ایام ببینم
چون باد صبا همسفر کوی حجازم
معصومی از این پس همه جا از تو بگوید
ای جلوه گه ات آینه ی محرم رازم

علی معصومی

  • متولد: 1347
  • محل تولد:
  • لیسانس مهندسی معدن
  • باید از نو بنویسم غزل چندی را....
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.