در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

سروشِ سرایش

شاعر: محمدعلی رضاپور

21 اردیبهشت 1398 | 106 | 0
سروشی به نام در قطار تسلسل

می رویم و نمی رسیم چرا؟/
بعد از این، باز، می رویم کجا؟/
می شتابیم و بیم بیم به ما/
در قطارِ تسلسل ایم سوار .//

سروشی به نام مدیون

به تمنّای عشق، مدیون بود/
دوستدارِ جنونِ مجنون بود/
بی قرارِ تغزّلِ خون بود/
گلِ سرخ.//

سروشی به نام فکر آنها فتاد

پدرانی همیشه شرمنده/
مادرانی ز حسرت، آکنده/
کودکانی غریبِ آینده/
فکر آنها فتاد/
برگشت.//


سروشی به نام نردبانِ جمهوری

آن سرِ نردبانِ جمهوری/
قله ی لا مکانِ جمهوری/
جانِ جمهوری/
پایه، پیدا نیست (پایه در این جا: کوهپایه/ پایه ی نردبان).//

سروش، قالب جدید در شعر فارسی ست که تا حدود زیادی، جامع قالب های دوبیتی، رباعی و سه گانی ست.

(بر گرفته از کتاب سفیر شعر فارسی- محمدعلی رضاپور)

محمدعلی رضاپور

  • متولد:
  • محل تولد:
  • دوست دارم تو یار من باشی/ صاحبِ اختیارِ من باشی.

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.