در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

شعری بی پایان

شاعر: سپیده طالبی

23 اردیبهشت 1398 | 125 | 0
شده ،
دنبال یک آنی بگردی
قراری در دلت ،
آرامشی در جان
و شاید مزه ای شیرین
که در فکرش
زمانی را به تنهایی
بهمراه خودت ، بنشسته باشی؟

شده ،
پرسش کنی از خود
که بودن را ؟  نبودن را ؟
چرایی هست ؟!
ولی در بحر پاسخهای بی بنیان
چنان ماهی
اسیر کوزه ای سر بسته باشی !

شده ،
فریاد را آهسته گویی
ولی پیوسته از ،
آن را نگفتن باز هم ،
دلخسته باشی !

شده ،
مانند کبکی ،
نهان سازی رُخِ اندیشه ات را
ولی بوفی به چشم آیی
که از هوهوی غم ،
برجسته باشی !

شده ،
گاهی برای زندگی ،
راهی بجویی
ولی آخر ببینی
بدنبال خودت ،
در یک مدار بسته باشی !

شده ،
دنبال عشقی بوده ‌و ... ،
از عاشقی هم ،
در نهایت ،
خسته باشی !

شده ... ؟!

#سپیده_ط
 

سپیده طالبی

  • متولد:
  • محل تولد: تهران
  • لیسانس مهندسی صنایع
  • امید داشتن حتی در لابلای ای کاش ها هم زیباست...
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.