در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

سه گلشنی به نام خانه اش

شاعر: محمدعلی رضاپور

28 اردیبهشت 1398 | 78 | 0

بسم الله الرحمن الرحیم

سه گلشنی به نام خانه اش

خانه اش خانه ای تمیز و قشنگ، خانه ای باصفا و رنگارنگ
خانه ی مردِ صادقِ دوران، خانه ی مردِ از کژی، دلتنگ
خانه اش آن چنان صفا گُستر که به هر ناگوار، تسکین است
خانه اش آن قَدَر فراخ نظر که پذیرای هرچه مسکین است
خانه اش کاخِ لطفِ باغِ ارم؛ در خورِ اقتدارِ مردِ کرم
تا نگوید کسی که باغِ بهشت، واقعی نیست و نمادین است
لطف او مهربانیِ همه گیر؛ بارشِ آسمانیِ همه گیر
چون که از شادیِ خواص، خوش است؛ چون که از دردِ توده، غمگین است
یار ما، مهربانی اش خاص است. خنده ی زعفرانی اش خاص است
نظرات و مبانی اش خاص است . نظر مردم اکثرا این است
این که ایشان امین ما هستند، این که از بهترینِ ما هستند
نظر ویژه ی خواص است و نظر توده ی دهان بین است
مردم اهل کوچه ی پایین، مردم ساده ی اجاره نشین
باز از آن نازنین سخن گفتَه ند. سخن از نازنینِ شیرین است
ما به عالی جناب، دل بستیم. به مَهِ بی نقاب، دل بستیم
هر دلی جذبِ جذبه ای شد و، ما به همین مُستَطاب، دل بستیم.

سه گلشن، قالب تازه ای در شعر فارسی ست و برخوردار از ساختاری با هر سه قسمت آغازگر(مقدمه)، بدنه(متن) و پایانبخش(نتیجه گیری).

محمدعلی رضاپور

  • متولد:
  • محل تولد:
  • دوست دارم تو یار من باشی/ صاحبِ اختیارِ من باشی.
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.