در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

افتاده از تاب

شاعر: مریم محبوب

03 تیر 1398 | 48 | 0
من رویش اُرکیده را مانم به مرداب
نیلوفری باران زده در دامن آب

تعبیر بی تصویر صد آیینه دیدار
تصویر یک زن در حصار شیشه و قاب

لعل درخشانی که در گودال مانده
دُرِّ پریشانی فرو در قعر مرداب

یک مرغِ عاشق زخمیِ چنگال صد باز
صد آسمان ، زندانیِ یک برکه آب

اندیشه یک شام بی پایان بیدار
رویای یک پرواز بی فرجام در خواب

مرغی که سر در بال و پر دارد شب و روز
در چارچوب یک قفس اُفتاده از تاب

چون ماه اُفتاده به دامان شبی تار
بی نور و بی رونق به دور از شورِ مهتاب

یک دشتِ پُرآهو ز بیم صید صیاد
یک آسمان ، پروانه رنجورِ بیتاب

رنگین کمانی سوخته در متن باران
طغیان رودی سرخوش از سودای سیلاب

تشییع گل بر شانه های سرد پائیز
تدفین ایمان در فضای تنگ محراب

پیچیده همچون پیچکی بر شاخه خویش
پاشیده از هم چون تنِ سیمین سیماب

همبستر تنهاترین شبهای غربت
همصحبت شیداترین دل های نایاب

یک یادمان از عاشقان بی سرانجام
اسطوره ای جا مانده از یک شاعر ناب

مریم محبوب -1385



 

مریم محبوب

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.