در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

پشتِ فرمانم و دلم با توست، شهر لبریز از ترافیک است

شاعر: محمد عابدینی

26 تیر 1398 | 28 | 0

پشتِ فرمانم و دلم با توست، شهر لبریز از ترافیک است
حسّ و حالم به قولِ غربی‌ها، اصطلاحاً کمی رمانتیک است

چند روزیست غرق در فکری، من حواسم به توست، می‌دانم
آسمانِ دلِ پرِ از رازت، گاه پُر نور و گاه تاریک است

می‌رسد کارِ دل به جایی که، گاه احساس می‌کند دیگر
جای انگشت روی ماشه و بعد...، آری انگار وقتِ شلیک است

آدمیزاد عادتش این است، لحظه‌ای شاد و لحظه‌ای غمگین
مرزِ بینِ عذاب و خوشبختی، غالباً بسیار باریک است

زندگی کن ولی مواظب باش، عشق اخلاقِ مبهمی دارد
رند و بی‌رحم و سرکش و مغرور، عشق مانندِ اسبِ تاجیک است

حالِ تو ناخوش است... این را من، کاملاً درک می‌کنم، امّا
پای احساسِ خود زنانه بایست، کارِ شیطان فریب و تشکیک است

گرچه دلسرد و خسته‌ای امّا، همسرم صبر کن بخاطرِ من
اندکی بیشتر تحمّل کن، موسمِ عاشقانه نزدیک است

محمّد عابدینی
1398.4.22

محمد عابدینی

  • متولد: 22 بهمن 1363
  • محل تولد: قزوین
  • درس خارج حوزه - دانشجوی ارشد الهیات
  • سیب خیال
  • بگذار که این مسئله سربسته بماند
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 1 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.