در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

صد سال دگر من به کجایم!

شاعر: سپیده طالبی

30 تیر 1398 | 249 | 0
صد سال دگر من به کجایم، تو کجایی؟
ای کاش هم ‌اینک به کنارم ، تو بیایی

می‌بویم و می‌بینم و می‌کشم تو را ناز
شاید به دلم پنجره‌ ای تازه گشایی

از روز ازل بوده چنین ناز و کرشمه
ای جان و دلم نیست چرا، از تو وفایی

قدر تو فقط این دل دیوانه بداند
پروانه‌یِ حیرانم و مجنون و فدایی

چشمم به دَر و منتظرم تا تو بیایی
چون تاج سری، پرتوِ رخشانِ سمایی

عرشِ ‌دلِ من باز گرفتار غبار است
هم ماندن و آهیدنِ من را تو هوایی

چون پیکره‌سازی بتراشی چه بهانه
هر لحظه پیِ بافتن سفسطه هایی

من هم به کناری و اگر مونسِ غصه
در عشق ، تو هم مانده و بر درد سزایی

ای کاش بتابد به دلت بارقه‌یِ عشق
جانت همه نور و بشوی قلب طلایی

گر در سفر عشق چو همراه برآیی
شاید برسد آخرِ این فصل جدایی

گویا که دلت مِهرِ مرا هیچ شمارد
من نیز در اندیشه‌ی این راز و چرایی

یا رب ! به گمانم  نبرم راه به جایی
باید بکنم از دل خود عشق کذایی !


#سپیده_ط

سپیده طالبی

  • متولد:
  • محل تولد: تهران
  • لیسانس مهندسی صنایع
  • سپیدانه
  • امید داشتن حتی در لابلای ای کاش ها هم زیباست...
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 2 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.