در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

قنوت نافله ها

شاعر: رسول رشیدی راد

03 مرداد 1398 | 57 | 0
نیامدی به زبان دارم از غمت گله ها.
که کرده از تو مرا دور خط فاصله ها.
من و خجالت از روی تو، و شرم گناه.
به رعشه کل وجودم گرفته زلزله ها.
بیا به دست عنایت ز پای دل وا کن.
شما گره به گره قید و بند سلسله ها.
بیا که مشرک و مسلم به عزم دیدارت.
به اشک دیده و دل ساز کرده قافله ها.
ز قیل و قال منم من به راه افتاده.
به چار گوش جهان گفت و گوی و ولوله ها.
بیا که گشته معمای زندگی مشکل.
بزن به قلب جهالت به حل مسئله ها.
قضا و عدل علی را دوباره جاری کن.
بیا و ختم به حق کن تمام قائله ها.
سخن ز نظم نوین می کند جهان فریب.
بیا به جلوه بزن بر هم این معادله ها.
نماز جمعه ی ما، ای شعار وحدت ساز.
بیا که بغض تو دارد قنوت نافله ها.
بیا که حرمت قرآن رسیده تا جایی.
که شد وسیله ی تایید در مبادله ها.
بیا که دین خدا گشته اولین کالا.
که در حراج قسم می شود معامله ها.
پر از ملال و محن گشته کاسه ی دلها.
که از فراق تو سر رفته صبر و حوصله ها.
********
بیا که روضه بخوانم ز چشم خون عموت.
برای غربت ارباب بین هلهله ها.
شنیده ای که بین شمر و ساربان بوده.
سرِ بریدن انگشت صحبت از صله ها.
برای غارت گهواره ای شده دعوا.
میان خولی و شمر و سنان و حرمله ها.
توان نداشت قدم از قدم که بردارد.
رقیه پای ورم کرده اش ز آبله ها.
 
رسول رشیدی راد(مجتبی)

رسول رشیدی راد

  • متولد: 1364
  • محل تولد: سبزوار
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.