در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

عید غدیر

شاعر: علی معصومی

28 مرداد 1398 | 134 | 0
کهکشان آویزه ای بر سینه ی دریای اوست
آسمان سر در خَم رخسار بی همتای اوست
ذولفقار و پنجه ی شیر افکن و خیبر شکن
ذره ای از جلوه های قامت رعنای اوست
خلقتش سرمایه ی ایجاد هستی بوده بس
عالم اعلی غبار از عرصه ی هیجای اوست
موسِیُ عیسی و ابراهیم و اسماعیل و نوح
ره نشین کوه طور و سینه ی سینای اوست
شیوه ی او در عدالت حق مطلق بوده است
جبرئیل آیینه دار از دیده ی بینای اوست
او ولیّ و او وصیّ و جانشین احمد است
خیمه ی شرم و حیا از چادر زهرای اوست
خود رسول اله کنار برکه با اصحاب گفت
هر کسی را من شدم مولی علی مولی اوست
مژده دارد با تو معصومی که در عید غدیر
منبری دیدم که احمد با علی بالای اوست

علی معصومی

  • متولد: 1347
  • محل تولد:
  • لیسانس مهندسی معدن
  • باید از نو بسُبرایم غزل چندی را.....
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.