در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

مهارِ ذهن

شاعر: سپیده طالبی

10 مهر 1398 | 72 | 0
کاش می‌شد با  قلم رویای خود را شانه کرد
موج هایش را گرفت و صاف و بی‌دندانه کرد

یا که می‌شد  رونقی بخشید  بر احوال ِ دل
روی دشتِ خاطره کِشتِ گل  و  پروانه کرد

هم  اگر می‌شد  میان ِ آسمانی تار و  تَر
میهمان شد بر کرانش ، ماه را دُردانه کرد

رسم می‌شد ، بر  بلندا سادگی را  جار زد
زندگی را سرکشید و لاک خود را لانه کرد

یا که شاید هم به راهی دور گاهی بی‌غرض
ساده و آسوده رفت ‌و  خنده ای جانانه کرد

گر بخواهد  دل گذارد  برگلویِ صبر ، پای
قید را برچید و راحت گریه ای مردانه کرد

آخ  اگر می‌شد هوایی تازه  بود  و  روح داد
این جهان را پاک‌وسرشار از گل‌و‌گلخانه کرد

یا که فانوسِ سپیدی بر تنِ شب ها نمود
سایه‌ی  مهر و مرو‌ّت  بر سرِ کاشانه کرد

لذتی می‌داد ، صبحی ، مملو  از نورِ خدای
دیده را بر حق گشود و رجعتی دیوانه کرد

جانِ من ! باید مهاری بهرِ ذهن از شعر بافت
بند ، محکم کرده و  بر دردِ خودشکرانه کرد !


#سپیده_ط
 

سپیده طالبی

  • متولد:
  • محل تولد: تهران
  • لیسانس مهندسی صنایع
  • امید داشتن حتی در لابلای ای کاش ها هم زیباست...
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.