در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

سرو آزادی

شاعر: علی معصومی

18 مهر 1398 | 91 | 0
سرو آزادی

آگهم از اصل بر بنیادی که میسوزد هنوز
لاله های رفته بر بادی که میسوزد هنوز

گو بباران تا بریزد قطره های خویش را
بر سر عریان شمشادی که میسوزد هنوز

کاروان می آید از پیچ و خم دلدادگی
از مسیر محنت آبادی که میسوزد هنوز

می رسد غمناله ای بین زمین و آسمان
در نفیر سرخ فریادی که میسوزد هنور

خانه جور و ستم بر توده خاکستر است
در تقاص ظلم بیدادی که میسوزد هنور

اربعینی دور از کوی تو ماندن مشکلست
در تب آن سرو آزادی که میسوزد هنوز

دست تقدیرُ قضای حق تو را بگزیده بود
در ازل تقویم ایجادی که میسوزد هنوز

گرچه معصومی مرا تا اوج حسرت برده ای
غمزه هایی را نشان دادی که میسوزد هنوز

علی معصومی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.