در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

کبوترانه

شاعر: علی معصومی

25 مهر 1398 | 34 | 0
بازآ که عقده ای ز دل خسته وا شود
از قید و بند مشغله هایش رها شود

با گوشه ای ز چشم پر از مهربانی ات
دلداده ای بدست تو حاجت روا شود

روزی بیا که شهرک افسرده گان شب
پر از هوای رویش و لطف و صفا شود

با عطر و بوی پیرهن و چاک دامنت
آوازه ای ز نام و نشان بر ملا شود

صبحی رسد که آینه و آب و آفتاب
فوجی کبوترانه به سمت خدا شود

دنیا بهانه جز تو ندارد که مانده است
ور نه قیامتی کند و بر هوا شود

علی معصومی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.