در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

غروبی خفه

شاعر: سپیده طالبی

12 آبان 1398 | 23 | 0
خانه امروز  چه بی روح و غروبی خفه بود
آسمان  نیز  که  اندوهِ  دلش  بر کفه بود

دخترک بود  پیِ‌گوشه‌یِ  دنجی و  سکوت
نا شکیبانه دل  و   روحِ  غمینش  فرتوت

مانده  تا  با  دلِ  خود  خلوتی  آغاز کند
پای افسوس  و  دریغا  به دلش  باز کند

مادری  بُهت زده  ،‌  کُنجِ حیاط و حیران
و  برادر  پُرِ از  گفت  و  شنود و حرمان

همه درفکرچرا و چه شده ، حسرت و غم
قصه‌ی بودن و رفتن، به یکی لحظه و دم

خانه دلتنگِ‌کسی مانده در این حال‌وهوا
که  غریبانه  پناهش  شده  آغوشِ  خدا

زندگی  می‌رود  و  نقطه‌ی  پایان  نزدیک
نیست دیگر پدری، خانه شده بس تاریک


#سپیده_ط
 

سپیده طالبی

  • متولد:
  • محل تولد: تهران
  • لیسانس مهندسی صنایع
  • سپیدانه
  • امید داشتن حتی در لابلای ای کاش ها هم زیباست...
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.