در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

جمالِ آینه

شاعر: احمدرضا محسنات

13 آبان 1398 | 40 | 0
جمالت قاب چشمانم شده،نامت نوای من
ندیدم بهتر از لبخندت ای شیرین لقای من

سخن ها دارد این سینه ولی ای کاش می دیدی
که از تنهاییم دیده ست هرکس اشک های من

بیا ای روشنی بخش شبم،ای نور ظلمت کُش
نباشی،می رسد شب ها صدایِ های های من

تو را من چشم در راهم شباهنگام تا صبحش
دو دستم خسته می گردند از طول دعای من

تماما اینه در اینه میبینمت هر دم
که تو زیبا ترین تصویر معکوسی برای من

ندانستم چرا قلبم به سویت می دود گویا
که امد قلب من با سر به سویت قبل پای من

شبیه سنگ نه،اهن شدم تا بی اثر گردی
ولی از بخت خوش گشتی تو هم اهن ربای من

اگر قانون عاشق پیشگی این است راضی ام
که در شوق وصال یار باشد یار جای من

احمدرضا محسنات

  • متولد:
  • محل تولد:
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.