در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

بدر منیر

شاعر: علی حداد قناعتی

12 آذر 1398 | 94 | 0
‎شب جمعه چون که بستم دیده های خویش را
‎دیدم آن بدر منیر دلربای خویش را

چهره ای چون ماه تابان قامتی بس دل ستان
‎از شکوهش گم نمودم دست و پای خویش را

گفتمش مولا چرا مارا به کویت راه نیست
‎گفت بنگر پیش از اینت کرده های خویش را

گفتمش مولا گره در کار ما افتاده است
‎گفت با "عجل فرج" برخوان خدای خویش را

گفتمش مولا من آن یار وفادار تو ام
‎گفت تو ثابت نما این ادعای خویش را

گفتمش مولا نظر فرما به ما در مشکلات
‎گفت بر احوالتان دارم دعای خویش را

در خیالم تا سحر مشمول لطفش می شدم
‎همچنان شاهی که بنوازد گدای خویش را

علی حداد قناعتی

  • متولد: 1363
  • محل تولد: اهواز
  • کارشناسی ارشد نوکری ارباب بی کفن
  • گاهی در کوچه های خیال عطر آن نگار آسمانی مرا مستانه به دنبال خود میکشد ... به خود که می آیم میبینم در اوج آسمانم راستی که آسمان چقدر زیباست
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.