در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

به زه کرد آرش دوباره کمان را

شاعر: رحیمه مهربان

21 دی 1398 | 45 | 0
بسم الله الرحمن الرحیم


پیشکش به رستم دستان وطنم، سردار عزیزم
شهید قاسم سلیمانی
به زه کرد آرش دوباره کمان را
و انداخت آن‌سوی دنیا نشان را 

و چرخید و چون برق پیمود و غرید
 گرفت آسمان آسمان، بی‌کران را 

درفشش چه بالا بلند است رستم
 گرفته‌ست نامش، زمین و زمان را

چه سُم ها که فرسوده شد پای رخشش
تکانده‌ست این‌سان غبار جهان را 

نمیرا از آتش گذشتی، سیاوش!
 به آتش کشاندی ولی دشمنان را 

سیاوش! به آتش نشسته‌ست ققنوس،
 که بر پا کند کوه آتش‌فشان را

جز این، ارث و میراث رستم نباشد
 پدر دست ما داد گُرز گران را 

دماوند، مشت گره خورده‌ی ماست
 بگو یاوه‌گو را، ببندد دهان را !

 برای رجزخوانی چشم‌هایت
 چگونه به کامم بگیرم زبان را 

تو افسانه‌ها را به میدان کشاندی
 تو جان داده‌ای رستم داستان را

#رحیمه_مهربان

رحیمه مهربان

  • متولد:
  • محل تولد: مشهدالرضا
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.