در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

کار شاق

شاعر: بهاره کیانی قلعه سردی

23 دی 1398 | 17 | 0


آخر تو بودی عشق را از اشتیـاق انداختـی
یک عمر خط فاصله در این وِفاق انداختی

با دست‌تو خودکار دنیاروز پایان را نوشت
تا عاقبــت بین من و دنیــا نفــاق انداختی

رویای ما دریا شدن حتـی به اقیانوس بود
حـالا ببین بیهــوده در این باتـلاق انداختی

سرمای‌بهمن فصل خوب آشنـایی باتـو بود
حـالا جــدایی را ببیـن در اتفــاق انداختـی

تو بانی‌این‌اشتراکی،عشق‌وشعرومن‌به‌خود
با رفتنـت بنگــر میــان ما طـلاق انداختـی

باور نخواهد کرد دل این‌دوری‌از چشم‌تورا
با زندگی حتی مـرا در این فـراق انداختی

بی‌عشق‌تو مردن برایم بهتـر از بودن شده
دل‌را ببین بدموقع دراین‌کار شاق انداختی

درخاطرت ماندست عهدت بادل من تا ابد
انگار بر روز جـدایی ایـن،جنـاق انداختـی


#بهاره_کیانی
۹۸/۷/۸

بهاره کیانی قلعه سردی

  • متولد: 1375/1/25
  • محل تولد: Izeh
  • کارشناسی مدیریت دولتی
  • عاشقـی زیبا ترین معنـای انسان بودنَست .... غیر از این در باورِ من قـابل تعبیـر نیست
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 2 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.