در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

تکه های الماس

شاعر: علی معصومی

22 بهمن 1398 | 18 | 0
تکه های الماس

غزل بچشم تو میگویم و نمی خوانی
فقط به شوق تو میمانم و نمی مانی

دگر بیاد رخت مبتلا شدن سخت است
مگر تو معنی مهر و وفا نمی دانی ؟!

دل تو سخت تر از تکه های الماس وُ
سرآمد همه° گنجینه های دورانی

بسان برکه نشستم که موج موجم را
شبی ز نقره ی مهتاب خود بتابانی

خدا حواله کند تا شبش سحر گردد
چنانچه وعده کنی با دل پریشانی

چه میشود که تو را خالق دوچشمانت
دوباره پیش من آرد شبی به مهمانی

فدای هر قدمت ای ترانه ساز امید
توئی که شاهد سرچشمه ی بهارانی

علی معصومی

  • متولد: 1347
  • محل تولد:
  • مهندس معدن
  • http://alimasoomi.blogfa.com
  • ما به امید رخ جانانه ای دل بسته ایم........... ورنه این عالم بجز نقش حبابی بیش نیست


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.