در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

صحبتی از ماه گو !

شاعر: مهدی موسایی

09 فروردین 1399 | 18 | 0
یک شبی یارم بگفتا : صحبتی از ماه  گو!
تا که آرامم کنی با وصف زیبایی ز او
_من حریف او نخواهم گشت؛ رسوایم مکن
من سیه رویم؛ برو از نازنینان  یار جو !
او حریف نازنینان است و من درمانده ام
ناتوانم من سخن گویم از او   یک تار مو 
صحبت از دلدار گفتن  مرد میخواهد دلا!
عندلیبان را نگر در باغ !؛ از من دست شو!
صحبت دلدار را از عاشقان باید شنید
نی  ز من گم‌کرده ره؛ خودخواه  با صد های و هو
چشم‌بیداران به دیدارش شود مشتاق تر
وز من‌او پنهان شود  تا من نبینم چشم و رو
یار با من سرگرانی می کند ؛ وز بخت بد
با طبیبان من نمی گویم‌سخن  ز آن خلق و خو
من خودم دنبال این هستم که روزی بینمش
قسمتم این است  او پنهان شود  من کو به کو
آب چشمانم بخشکید از فراقش؛ بعد از آن
درد هجرانش ز چشمانم ببُردی نور و سو
همچو مردابی است چشمانم ؛ به آبی تشنه ام
باز باران کی زند؟ بینم در این مرداب  قو
من که هستم" معترف" در پرده چون گویم سخن؟
پرده بردار ای گلم! مستم کن از آن عطر و بو
" پرده بردار ای حیات جاودان"  از روی خود
منتظر هستم  به در بینم هلال ماه نو
🌷مهدی موسایی   دزفول
پنجشنبه  ۷  فروردین ۱۳۹۹   🌷


(  نو  همقافیه قو/ رو    در تلفظ محلی ما   همان  معنی تازه و جدید است.

مهدی موسایی

  • متولد: 1361
  • محل تولد:
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.