در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

غم باران گرفته

شاعر: عيسي محمدي

24 اردیبهشت 1399 | 18 | 0
خيابان را غم باران گرفته
هواي عاشقي را جان گرفته

بده چتر و همان باراني‌ام را
كمي هم ياد ِ يار ِ جاني‌ام را

كه روح اين خيابان تشنه مانده
به پشت خاطراتش دشنه مانده

خيالت زير باران جان گرفته
نسيم عطر تو طوفان گرفته

غروبم قصد شب گشتن ندارد
غمي كه قصد ترك من ندارد

چه درد و سينه تنگي، خدايا
چرا اين‌گونه مي‌جنگي، خدايا؟

مرا بختي بده چون روز روشن
كه يا بستان وجود من از اين تن...




 

عيسي محمدي

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.