در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

غزال غزل

شاعر: سعید شفیعی

25 اردیبهشت 1399 | 20 | 0
رفتی که عشق انفعالی برنگردد
لبخند _هر چند احتمالی_ برنگردد

تا برق شادی در مدار چشم‌هایم
حتی به قدر اتصالی برنگردد

ای کاش سیل خاطرات خانمان سوز
همراه باران شمالی برنگردد...

از جاده‌های _رقص گندم‌زار در باد_
جای تعجب نیست، شالی برنگردد

_دستان محتاج به «حَبلِ اللّه» موی‌ات_
راهی ندارد باز خالی برنگردد؟

بعد از تو شاعر ماندنم سخت است، وقتی
از بیشه‌ی شیران، غزالی برنگردد

سعید شفیعی

,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.