در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

جور ملامت

شاعر: علی معصومی

01 خرداد 1399 | 19 | 0
جور ملامت

با عشوه ای ز راه ضلالت رهاندی ام
از غمزه ای به اوج مرارت نشاندی ام

گفتی بیا که عقده گشایم ز روی مهر
رفتی ز پیشم و به مذلّت کشاندی ام

از داستان بی دلی ام کس خبر نشد
در بی کسی به حد نهایت رساندی ام

آتش زدی به جانم و خاکسترم به باد
چون شاخه ای به باد مهابت تکاندی ام

صد بار اگرچه نام تو را برده ام به لب
حتی دمی ز لطف و عنایت نخواندی ام

هر لحظه ای که آمدم و از تو دم زدم
دل را به سنگ جور ملامت شکاندی ام

کی می رود ز خاطره ی بی قرار من
زهریکه جای شهد حلاوت چشاندی ام

معصومی عاقبت شرری می کند به پا
اشکی که در غروب ندامت چکاندی ام

علی معصومی

  • متولد: 1347
  • محل تولد:
  • مهندس معدن
  • http://alimasoomi.blogfa.com
  • ما به امید رخ جانانه ای دل بسته ایم........... ورنه این عالم بجز نقش حبابی بیش نیست
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.