در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

بار سنگین امانت

شاعر: علی معصومی

02 خرداد 1399 | 17 | 1
بار سنگین امانت

شرابم دادی و مستم نمودی و رها کردی
خراب جرعه های باده حول و ولا کردی

کمی از عطر باران روی خاک تیره پاشیدی
ره و رسم مرا در جمع هشیاران جدا کردی

شبی ناغافل از تقدیر خود آواره گردیدم
مرا خود ذره ذره وارد این ماجرا کردی

زمین و آسمان مبهوت آوای کلامت بود
منِ دیوانه را درگیر این چون و چرا کردی

سپردی بار سنگین امانت را به من اما
به پیمان الستُ صحبت قالوا بلی' کردی

چو در صبح ازل ذریه ی اولاد آدم را
به نور پرتو پاک وجودت آشنا کردی

فروغ اختری تابید و جانم غرق سودا شد
مرا با عشق خوبان دو عالم مبتلا کردی

علی معصومی

  • متولد: 1347
  • محل تولد:
  • مهندس معدن
  • http://alimasoomi.blogfa.com
  • ما به امید رخ جانانه ای دل بسته ایم........... ورنه این عالم بجز نقش حبابی بیش نیست
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

علی معصومی
03 خرداد 1399 05:17 ق.ظ
به زیر لب بخوان لاتقنطوا من رحمه الله را
تو معصومی اگر روزی گذر از ناکجا کردی

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.