در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

مست مي ولايت

شاعر: مهناز اميري

10 مرداد 1391 | 504 | 2
مست مي ولايت

مست از مي ولايت، سر بر در هدايت
تمجيد گوي سرمد، بر آستان رايت

اي سر خوشان عالم، ما را انيس و ياري است
در كهكشان عصمت، زيبا رخي نگاري است

ما را هدايت از اوست، با هر اشارت لب
گر هادي است امامم من را به ره چه حاجت

در كوي مي فروشان ساقي اشارتم كرد
با يك نگه مرا هم چو ن ساغر لبم كرد


اي عاشقان، بياييد آمد علي ز طورش
سينا شده چو سينه محو مه حضورش

************************************

جد امام عصري...

در مكتب امامت چهارم علي تو هستي
جد امام عصري از شور او تو مستي

ما را عنايتي كن، از ما شفاعتي كن
در سايه سار پاكت، بر ما اشارتي كن

اي سالكان اسيرت، اي عابدان عبيدت
اي شاهدان شهيدت، اي زاهدان قرينت

مهمان سرسرايت كن در شبي طلايي
تا ساغرم بنوشت از جام سامرايي

شعرم اگر نجوشد از عشق مي خروشم
بر جمله عاشقانت من جام مي، فروشم

چون ساغر عليم، بر مقتدا اسيرم
از كوي مي فروشش، هرگز به در نميرم

23:45 24/4/91 شنبه شب

مهناز اميري "ساغر"

مهناز اميري

  • متولد:
  • محل تولد: تهران
  • كارشناسي
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.67 با 3 رای

نظرات

حسن بیاتانی
11 مرداد 1391 07:05 ق.ظ
مستی تان مدام و افزون

زهرا بشری موحد
10 مرداد 1391 03:21 ب.ظ
سلام نفس تون گرم.حضورتون در آیات غمزه مبارک .

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.