در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

بهار سوخته

شاعر: حسین ابراهیمی

18 خرداد 1392 | 296 | 5

پیله‌ام سوخته در باد و غبارم را نیست
آنچه در ذهن‌خود از یاد تو دارم را نیست

نیمه شب، گله‌ی گرگی به تبارم زد و رفت
مانده‌ام غرق بیابان و تبارم را نیست

می‌روم از سر کوهی به سر کوه دگر
من به دنبال شکاری و شکارم را نیست

نوش دارو نرسیدست به سهراب هنوز
دوستانم خبر آورده، سوارم را نیست

ترس دارم ز رفیقان و رقیبان در شهر
شب فرا می‌رسد از راه و نگارم را نیست

دست بر زلف تو در اوج و فرودت بودم
گوشه‌ام اوج ندارد، چو سه‌تارم را نیست

ریل‌ها مانده به‌جا و چمدانی در دست
هیچ‌کس منتظرم نیست، قطارم را نیست

دود اسفند من از بعد زمستانم گفت
منم آن سال نکویی که بهارم را نیست
 

حسین ابراهیمی

  • متولد:
  • محل تولد: خوزستان
  • دانشجوی دندانپزشکی - اهواز
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 1 رای


نظرات

محمدمهدی عبداللهی
31 خرداد 1392 12:06 ب.ظ
سلام و ارادت
خوش امدید

حسن بیاتانی
29 خرداد 1392 06:06 ب.ظ
سلام و ارادت و خیر مقدم...خیلی خوش اومدید به آیات غمزه؛ آقای دکتر آینده
خیلی ممنون که سابقه ی شاعری تونو در قسمت پروفایل ذکر کردید....
با توجه به تجربه ی تازه ی شاعری پیداست که توانمندی های زیادی دارید و انشاءلله شاعر خوش آتیه ای خواهید بود...
اگر دقت کنید خودتون هم متوجه می شید که مصرع های فرد در این شعر خیلی قوی تر و بهتر از مصرع های زوج هستند... مهمترین دلیلش اینه که کلمه ی "را" در ردیف شما حشوه...یعنی اولا جملات شما هیچ نیازی به "را" ندارند و اگر این کلمه رو حذف کنید هیچ لطمه ای به معنای جملات نمی خوره ثانیا اتفاقا باید "را" حذف بشه تا معنای جملات صحیح بشه... شما فقط به خاطر پر کردن وزن "را" آوردید و هیمن "را" به شعرتون بسیار لطمه زده...
دوم این که خیلی خوبه که از همین ابتدای کار نسبت به تنافر حروف و تبادر منفی ای که ناخواسته از همنشینی بعضی واژه ها ایجاد می شن وسواس داشته باشید ..یک نمونه از تنافر حروف و تباد رمنفی در شعر شما: "چو سه تار"

فاطمه خواجويي راد
21 خرداد 1392 05:29 ب.ظ
نوش دارو نرسیدست به سهراب هنوز
دوستانم خبر آورده، سوارم را نیست

ترس دارم ز رفیقان و رقیبان در شهر
شب فرا می‌رسد از راه و نگارم را نیست
بسيار عالي
افرين بر شما

خیالِ کج
20 خرداد 1392 05:34 ب.ظ
سلام برشما شعر خوبیه
دست بر زلف تو در اوج و فرودت بودم
گوشه ام اوج ندارد چو سه تارم را نیست
فقط جسارتا در زبان فارسی کودتا شده ؟ خیال نگرانه! را کودتا کرده ؟!

رضا محمدصالحی
20 خرداد 1392 11:14 ق.ظ
ریل‌ها مانده به‌جا و چمدانی در دست
هیچ‌کس منتظرم نیست، قطارم را نیست

درود بر شما سروده ی زیبایی است .

فقط جسارتاً / را / در ردیف خوب ننشسته و کمی زبان شعر را قدیمی کرده !

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.