در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

من و من

شاعر: سبحان قاید حسینی

01 شهریور 1391 | 640 | 1
شاعر شوم که چه؟ همه چیزم که رفت
وقتی سکوت کردی و بودی نظاره گر
تن خائن است، همان که سکوت کرد
چشمش، دهان اون، شده تنها اشاره گر

 
جنگ من و من است معنی آن شکست
والله به روی باخت خودم شرط بسته ام
پیشم نیا تا که من از من شکست بخورم
والله برنده نبوده ام و از باخت خسته ام

 
ول کن دلم برای خودش داد می زند
در این کویر لوت دلم حیف گل، برو
آشوب کن درون دل زخم خورده ام
باور بکن به فکر تو ام پیش من نرو
 

باور نمی کنی تو مرا؟ آتشی بزن بردل
بگذار آتشین شوم و شعر خود بسوزانم
این آتش دل است نسوزد تو را نترس
همچون سیاوشم که بسوزم ولی نسوزانم


سبحان قاید حسینی

,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

احسان کاوه
04 شهریور 1391 06:56 ب.ظ
سلام بر دلاورمرد خطه تنگستان
دوست عزیز چون شما نرم افزاری هستید من در ادامه نقدی که دوستان در شعر قبلی شما داشتن یه مثال نرم افزاری می زنم. شما تو برنامه نویسی مراحل تحلیل و طراحی و اجرای کدنویسی و تست و اصلاح رو دارید و هرچقدر تحلیل صحیح و طراحی قوی ای داشته باشی که مهمترین بخش کاره ولی اگر قواعد دستوری زبان برنامه نویسی که انتخاب کردی رو رعایت نکنی برنامه اجرا نمیشه و خطا میده حتی اگر در حد یه نکته خیلی ریز باشه یعنی تمام زحمات شما بر باد میره. توی شعر هم اصل عاطفه و شاعرانگی و مضمونه ولی اگر قالب و وزن و قافیه ایرادی داشته باشه در ذهن مخاطب خطا میده حتی ذهن مخاطبی که چیزی از اون قواعد نمی دونه. بنابراین فکر می کنم برای اینکه جوهر شعر بخوبی به صورت شعر دربیاد تسلط روی این قواعد خیلی مهمه و خیلی هم ساده است

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.